خرید بک لینک


حالم خوب است...

فقط.....

دلم یک کوچه می خواهد...

بی بن بست...

وبارانی نم نم...

ویک خدا...

که کمی باهم راه برویم...

همین!!!

دلم کفش نمیخواهد...

پاپوشی از چمن میخواهد...

دلم باران میخواهد...

دلم هیاهو نمی خواهد...

می خواهد اندکی با نسیم قدم بزند...

همین!


دلم گرفت از بس که تصمیم گرفتم از من ناراحت نشه ولی شد...

مرا ببخش که هر ثانیه،هر دقیقه و هر ساعت به تو فکر کردم/آنقدر که اکنون فقط به یاد تو قلبم می تپد

مرا ببخش که جز دل پريشاني چيزي برايت نداشتم / مرا ببخش که حرف گفته را نگفته گذاردم و آن گاهي گفتمش که دير بود / مرا ببخش که يادم اين گونه آزارت مي دهد / من از خود گذشته ام

مرا ببخش که هميشه مي گويم دوستت دارم / مرا ببخش اگر مي بينم که نيستي و باز هم از آن چه نبايد ، مي گويم / مرا ببخش اگر دل داده گي ات را براي خود مي خواهم

مرا ببخش که دل تنگ ات هستم / مرا ببخش که سخن از دل مي گويم

مرا ببخش که برايت نگرانم / مرا ببخش که وقت پريشاني ات از خود بيخود مي شوم / مرا ببخش اگر هر لحظه از روحت ، جسمت و حالت خبر مي گيرم / من آن يار بي غم نيستم

مرا ببخش / خواهش ام زياد ست و وقت اندک / ببخش و ……


دلم تنگ شده . . .
برای عکس هایی که پاره کردم و سوزاندمشان . . .
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم . . .
حتی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خیلی دبر شناختمشان . . . !
برای بی خیالی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش . . .
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم . . .
و برای خودم که حالا دیگر خیلی عوض شده ام !

برچسب: مرا ببخش ای عشق,مرا ببخش,مرا ببخش شعر,مرا ببخش اگر,مرا ببخش عشقم,مرا ببخش شهیار قنبری,مرا ببخش ای یار,مرا ببخش ای دوست,مرا ببخش مادر,مرا ببخش اگر دوستت دارم, نویسنده: پرنیا قنبری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:22

صفحه بندی